درنا شکستی است مواظب باشید!

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به همه دوستان گل خودم. از همه شما ممنونم که این همه لطف دارین و عذرخواهی میکنم که اینقدر دیر به دیر مطلب می گذارم.

امشب یاد دوران مستاجریمان افتادم.

آن موقع وقتی مامانم اثاث ها را درکارتن می گذاشت روی بعضی هاشان می نوشت: شکستنی است . و  کسی که می خواست آن کارتن را جابه جا کند دقت می کرد و بیشتر مواظب بود .

هرگز فکر نمی کردم یک روزی من هم مثل آن اثاثیه ها بشوم اینقدر شکستنی که ....

این روزها در مرز سکوت و فریاد به سر میبرم.

وقتی است که آنچه در این سالها در این وبلاگ نوشتم را اجرا کنم. و ببینم فقط حرف زدم یا عمل هم دارم؟؟؟

 درنا شکستنی شده و احساس می کنم عجیب احتیاج به مواظبت و نگهداری دارد. تا خودش را پیدا کند و مسیر را به درستی انتخاب کند و ادامه بدهد.

در این میان نیاز به کنج خلوت خودم دارم تا گمشده ام را پیدا کنم. و خاطرات گذشته را مرور کنم به امید ساختن آینده بهتر.

برای همین با اینکه به یاد همه شما هستم ، میخواهم مدتی از شما مرخصی بگیرم. و وقتی توانستم این مرحله سخت را پشت سر بگذارم برگردم. به امید نوشته های خواندنی تر .

برایم دعا کنید.

اینم کلام مولی الموالی:

شب و روز مومن به سه برنامه می گذرد: بخشی به راز و نیاز با خدا، بخش دیگر به تامین معاش و  بخش سوم به بهره برداری نیکو از لذتهای حلال، و عاقل نباید جز در پی این سه باشد: تامین زندگی، گامی در راه رستاخیز، و لذت حلال.

یاعلی

 

/ 22 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

خواهش می کنم.شما لطف دارید.موفق باشید ان شا الله.یا علی مدد

behnaz

ممنون عزیزم واسه بازدیدت،با اسم عنوانم لینک کن [گل]

محمدشمس

سلااااااام با چند رباعی به روزم دعوتید[گل]

سرای اندیشه

سلام اگر با مرخصی موافقت نشه چی [لبخند] کلام زیبا و درستی از حضرت گذاشتید .ان شالله از این موقعیت استفاده کنید .

بهرا

یا رب از دل مشرق نور هدایت کن مرا از فروغ عشق، خورشید قیامت کن مرا تا به کی گرد خجالت زنده در خاکم کند؟ شسته رو چون گوهر از باران رحمت کن مرا خانه‌آرایی نمی‌آید ز من همچون حباب موج بی‌پروای دریای حقیقت کن مرا استخوانم سرمه شد از کوچه گردیهای حرص خانه دار گوشه ی چشم قناعت کن مرا چند باشد شمع من بازیچه ی دست فنا؟ زنده ی جاوید از دست حمایت کن مرا خشک بر جا مانده‌ام چون گوهر از افسردگی آتشین رفتار چون اشک ندامت کن مرا گرچه در صحبت همان در گوشه ی تنهاییم از فراموشان امن آباد عزلت کن مرا از خیالت در دل شبها اگر غافل شوم تا قیامت سنگسار از خواب غفلت کن مرا در خرابیهاست، چون چشم بتان، تعمیر من مرحمت فرما، ز ویرانی عمارت کن مرا از فضولیهای خود صائب خجالت می‌کشم من که باشم تا کنم تلقین که رحمت کن مرا؟ صائب تبریزی

ali

سلام و عرض ادب اینهمه فایده ای که در خلوت دیدم در هیاهو و قیل و قال ندیدم براتون ارزوی موفقیت دارم