یه بغل عشق و بهار مهمون دلهاتون

سلام سلام صد تا سلام

به همه دوست جونای خوب خودم.

دوستون دارم یه عالمه.

شرمنده که دیر شده. خیلی مطلب تو ذهنم می اومد اما جفت کردنشون کار سختی بود.

با این همه مشغله کاری. حتی روز جمعه هم سر کار بودم.

مطلب این بار:

اون زمان که می رفتیم مدرسه یه حدیثی بود که می گفتن باید حفظ کنیم:

 از پیغمبر محبوبم که می فرمایند : اذا رأیتم الربیع فاکثروا ذکر النشور: هر گاه بهار شد زیاد یاد قیامت  کنید (یه همچین معنی ای) اون زمان درکش نمی کردم تا امسال. یه شب اینقدر دیر اومدم خونه که شوق و ذوق مردم رو دیدم. چه بدو بدویی می کردن . انگار از یه خواب عمیقی سر بلند کرده بودن و تلاش می کردن عقب نمونن. درست مثل قیامت که سر برمیداریم و تازه می فهمیم چه خبره. خدا کنه اون روز هم عقب نمونیم.

امسال هم داره تموم میشه همه دوستای خوب من، اسم همه کسانی رو که امسال بهم سر زدن رو پایین می نویسم تا از همشون یادی کرده باشم:

روی ماه همتون رو می بوسم . سال سرشار از خیر و برکتی برای همتون ارزو می کنم . لحظه سال تحویل یادتون می کنم شما هم منو فراموش نکنین .

یاعلی مدد

/ 56 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ایران گلدن

سرویس وبلاگ دهی ایران گلدن با امکانات بسیار زیاد و بدون تبلیغ در وبلاگها www.IranGolden.com www.igl.ir ............................................................. سایت خبری تحلیلی ببین نیوز اخبار جدید ایران و جهان www.BebinNews.com

Bamdad

سال نو مبارک[گل] آرزومندم سالي سرشار از نيكي و آگاهي به سوي كمال باشد[گل]

شبنم طاهرخانی

سلام...مرسي سر زديد! منو با اسم خودك لينك كنين! من با چه اسمي لينكتون كنم؟

امیرثابت قدم

باسلام وتقدیم شعری ازسیمین بهبهانی به شماودوستان وبلاگ. سيمين بهبهاني: هميشه همين طور است کمی به سحر مانده که دلهره می ريزد در اين دل درمانده چگونه؟ چه می دانم! يکی مثلاً اينکه از آنچه که بايد کرد هزاره دگر مانده يکی مثلاً اينکه چگونه نگه دارم امانت ياران را به چنگ خطر مانده يکی مثلاً اينکه به خاک فرو خفتند و خون قلم هاشان به کوی و گذر مانده چه سرخ و چه عطر آگين، شکفته ولی خونين، گلی که جدا از بن کنار تبر مانده خشونت اين آزار، اگر کم اگر بسيار، چو خنجرتان سوزند ميان جگر مانده بود که برآرد سر قيامت از اين مجمر، که در دل خاکستر هنوز شرر مانده دريچه که روشن شد اميد کرم دارم، ز کتری جوشانی که زمزمه گر مانده ز چای که می ريزم نصيب نمی يابم، خيال پريشانم به جای دگر مانده پر از شکرش کردم، حواس کجا دارم، دقايق معدودی به وقت خبر مانده خبر همه وحشت بود، سياهی مواجش فشرده چو کابوسی به پيش نظر مانده هجوم خبر در سر، هراس خطر در دل، چنان که به فنجانم رسوب شکر مانده

حمید

سلام دوست من با مطلبی متفاوت به روزم[گل]

افشین

[گل] [گل] [گل] [گل] [گل] آیا برای سیزده به در , تدارک لازم دیده ای دوست من مردم ایران روز سیزدهم فروردین، به مکان‌های طبیعی مانند پارک‌ها، باغ‌ها، جنگل‌ها و ماطق خارج از شهر می‌روند. این مراسم سیزده‌به‌در نام دارد. [گل] [گل] ** خداوند نگهدار ایران باد ** [بدرود]

سمیر

چشممون به وبلاگت سفید شدا...نوبتی هم باشه نوبت شماست ... بنویس دیگه درنا جان..[گل]

نرگس

سلام گل نازم سال نو مبارک امیدوارم صاحب فصلها همیشه رنگ بهار رو به زندگیت هدیه کنه دوستت دارم یا علی

بنده

سلام. سال نو مبارک. من برداشتم از این حدیث فرق می کنه. مشکل اینه که ما مانند گذشته با طبیعت دوست نیستیم. اگر باشیم، برداشتمون از بهار خیلی با اکنون فرق می کنه. الان ما بهار را با شلوغ شدن خیابونا و خرید ها می شناسیم اما درستش اینه که بهار را با شکوفه کردن ها و روییدن ها بشناسیم. اگر آن طور باشیم، برداشتمون از این حدیث، چیز دیگری خواهد بود. سال خوبی داشته باشید.

حمید

سال نو تو هم مبارک .دوستای قدیمی که منو کلا از یاد بردن