قربونت برم خدا چقدر غریبی رو زمین( 8)

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و

علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

 

سلام خدای خوبم. سلام

سلام ِ این بنده اتو بپذیر که این شبا اومدم بهت دلداری بدم. نه درخور مقام کبریائیت بلکه در حد توان ناچیز خودم.

قربون اون دلت برم که این شبا چی بهت میگذره.

آخه تو چقدر خوبی؟ کی میتونه درک کنه؟

قربونت برم این شبا حسین، دردونه ی بنده هاتو در خون غلطان می بینی . چی میگذره بهت وقتی محمد غرق در ماتمه؟ وای از علی که مظلوم همیشه تاریخه. بی بی دو عالم کمرش خم شده زیر این غم. و تو همه این ها رو می بینی؟ راستی اگه ازت بپرسن چرا آفریده هات با حسین ِمن این جوری کردن چی بهشون میگی؟

من ِ حقیر به لطف خودت فهمیدم که تو حسین رو اینجوری خواستی تا نور عشقت تو وجود ما روشن بمونه . آخ بمیرم برات. خدای مهربونم که قرنها پیش به فکرم بودی. عزیزترین هاتو فدا کردی تا من امروز به مسلمون بودنم افتخار کنم.

خدای عاشق پیشه کی مثل تو می تونه اینقدر  عشق بورزه و ایثار کنه؟

 

پی نوشت:

١- خدا جونم بخاطر نعمت عظیم و بیکران وجود مقدس محمد‌(پیغمبر عزیزم) و خاندانش سپاسگزارم.

٢- دیشب یه کتابی میخوندم که نوشته بود خلبان تو هواپیما از طریق کامپیوتر میتونه بفهمه کجاست و باید کدوم طرف بره. پیش خودم گفتم کاش منم یه کامپیوتر داشتم تا می فهمیدم کجای کارم و دارم راهمو درست می رم یا نه؟ یهو یاد کلام مقدس محمد (عزیز دلم) افتادم که فرمودند : ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه یعنی حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است.

٣- قربونت برم حسین جان. آقا جون میشه امشب ما رو هم سوار کشتی نجاتت کنی؟

۴- دوستای گل تر از گلم این حقیر سراپا تقصیر و آقای معصومی (پدر مهربونم) رو هم فراموش نکنین

 

/ 56 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ایمان ( باران بی ابر )

سلام دوباره . منو کاملا شرمنده کردی با تعریفت اتفاقا من بنده خیلی خوبی هم نیستم . یعنی اون چیزی که باید باشم نیستم حالا که منو لینک کردی به این اسم تغییر بده ایمان ( باران بی ابر ) منم لینکت میکنم یا علی موفق باشی خداحافظ[گل]

حامی

در حضور خار ها هم میتوان یک یاس بود در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود میشود حتی برای دیدن پروانه ها شیشه های مات یک متروکه را الماس بود کاش میشد حرفی از این: کاش میشد هم نبود هر چه بود احساس بود و عشق بود و یاس بود

سبوها

سلام به روز نکردین هنوز؟

مرتضی

سلام چرا اینقده دیر به روز میکنی [خمیازه] دلمون برا نوشته هات یه ذره شده

سید علیرضا معصومی

تو کجایی تا شوم من چاکرت ؟ بسیار ساده و خودمانی نوشتی اما باید این را نیز قبول کنیم که خدا برای از دست دادن حسینش ناراحت نیست یا حتی به خاطر کاری که با او کردن غصه نمی خورد تا آنجا که زینب می گوید همه چیز زیباست در پیش گاه دوست سرها به روی نیزه زیباست!!! پس اگر قرار است این شب ها گریه کنیم یادمان باشد بهتر است برای خودمان باشد نه مظلومیت حسین چون او به وظیفه ی خود عمل کرد و به آن چیز که می خواهد خواهد رسید اما ما کجاییم؟؟؟؟

فاطمه سلیمانی

سلام , آی کیو هیچ دختری پایین نیست مطلب سخت بود , شما ببخشید. دکتر شریعتیه دیگه.[چشمک] الان به روزی؟ [ابرو]من چیزی از آپ بودن اینجا احساس نکردم[سوال]

فاطمه سلیمانی

درباره ی مطلب: هفت شهر عشق گشت عطار را ./ ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم التماس دعا [گل] یا حق[ماچ][ماچ][ماچ]

هادی

سلام درنا خانم... خوبی؟خوشی؟ میدونی وقتی این متن رو خوندم فکر کردم ببینم اون شبهای عزاداری من کجا بودم و چکار کردم....خب راستش توی مراسم ها بودم و اندکی کمک هم دادم...ولی نمی دونم چرا زیاد راضی نیستم....دلم می خواد از امام حسین بیشتر بدونم...دلم می خواد بدون اینکه بخوام از سر دلسوزی گریه کنم با ایده و فکر امام حسین آشنا بشم....یادمه پارسال این موقع کتاب زندگانی امام حسین رو برداشتم که بخونم..تا یه جاهایی هم خوندم اما دیگه گرفتار شدم و ادامه ندادم متاسفانه....باید دوباره برم سراغش.....حتما.....