نقدی بر 25 سالگی در آستانه تولد درنایی!

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام به همه دوست جونای گلم که همیشه با خوبیهاشون منو مورد لطف قرار میدن.

مطلب این بار:

تولد تولد تولد

نه هنوز زوده بگم مبارک 4 روز مونده تا درنا کوچولو برای بیست و ششمین بار به دنیا بیاد.

خودمونیم درنا خانم تو هیچ وقت بزرگ نمیشی. هنوزم مثل بچگیات لحظه شماری میکنی واسه اومدن روز تولدت.

حالا خودمونیم از 25 سالگیت راضی بودی؟

درنا تو فکر فرو میره و میگه : 80 - 85 % از خودم راضی بودم.

خیلی بزرگتر شدم و عاقلتر.

یاد گرفتم تو تلخ ترین چیزا هم دنبال موضوعی برای رضایت و شادمانی بگردم. مثل اون سفر شمال.

خیلی چیزا یاد گرفتم مثل نماز نافله مغرب و عشا. اینم به مدد سفر مشهد بود. یادش بخیر.

یاد گرفتم برای قضاوت کردن دونستن همه موارد ِمربوط به اون موضوع لازمه وگرنه ممکنه قضاوت خوبی از آب درنیاد و منجر به تهمت و ... بشه. و برای قضاوت یه ملاک سنجش لازمه. و بی طرف بودن هم نکته قابل تاملیه.

دوستای فوق العاده ای که دارم خیلی درسا بهم یاد دادن.

کلاس جی آی اس که با وجود همه خستگیها پیگیرانه انجامش دادم.

و حالا کلاس برنامه نویسی. یعنی برای وقتم ارزش قائل شدم.

تقریباً همه روزا حتی خیلی کوچولو ، برای رفتگان دعاگو بودم.

نمازهای اول وقت.

توجه بیشتری که به خودم کردم و باعث شد که کم خونیم تا حدود زیادی خوب بشه. و مشکلی که بعد از حداقل 20 سال تا حدود زیادی حل شد.

 از دلسوزیها و دخالت های بی موردم تا حدود زیادی دست برداشتم که باعث آزار دیگران میشد.

نوشتن کلام مولا امیرالمومنین تو مطالب وبلاگ.

 و کتاب خوندن ها و قرآن خوندن های تو مترو.

یاد گرفتم آدمیزاد بنده عادته . و این عادت خیلی خطرناکه. حتی اگه تو عبادت باشه.

چقدر به عشق ورزیدن نیاز دارم. و چقدر این حس زیباست. شور و هیجان مضاعف که موجب حرکت میشه . من این رو کم دارم.

یه سری کارها و آدمهایی که باعث میشدن الکی سرم گرم باشه و وقتم رو تلف کنم رو از زندگیم حذف کردم.

تو هر مناسبتی یه سری به مفاتیح زدم و سعی کردم در حد توان یه سری اعمال رو انجام بدم و خودم رو به خدا نزدیک کنم. مثل صلوات که در ماه شعبان تاکید شده.

اما یه ضعف هایی هم وجود داشت:

هنوز بعد از 2 سال نتونستم دندونم رو درست کنم که ناشی از تنبلیه.

ولخرجی هایی که باعث شد گاهی 1000 تومن تو جیبم پول نباشه.

گاهی لجبازی. و غیبت که فکر میکنم این بدترین چیز در امسال بود برام که یه جورایی دارم به بدگوئی کردن عادت میکنم و این خیلی درده .

هنوز هم آدم کم طاقت و کم حوصله ایم.

و چند روز دیگه طومار 25 سالگیت پیچیده میشه درنا خانم.

بیا امسال یه کم روی ضعف هایی که داری بیشتر کار کن. من به تو افتخار میکنم .

مطمئنم امسال هم میتونه پربار و پربرکت باشه به شرطی که خوب نگاهش کنی و خوب براش برنامه ریزی کنی.

درنا رو با افکارش تنها بذاریم تا چند روز دیگه که به دنیا میاد و ....

 

پی نوشت:

1- اللهم عجل لولیک الفرج.

2- اینم کلام مولا امیرالمومنین (الهی بند بند وجودم فدای نام مقدست): به راستی دنیا نزد خردمندان سایه ای زودگذر است که تا آن را گسترده بینی، دامن برچیند و از اوج به زیر آید.

منبع : تکه ای از خطبه 62 از نهج البلاغه ترجمه سید جمال الدین دین پرور

3- خدایا چنان کن سرانجام کار                         تو خشنود باشی و ما رستگار

4- التماس دعا یاعلی

 

 

 

/ 66 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساغر

گنجینه ی نورانی قرآن رمضان است آرامش دلهای پریشان رمضان است مجموعه ی گلهاست شب وروز عزیزش یعنی به حقیقت که گلستان رمضان است

مرتضی

سهمیه کیک ما فراموش نـــــــــشـــــه

نرگس

منو واسه تولدت دعوت نکردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟[ابرو]

تازه نفس

سلام درنا جونم وای شرمنده من متوجه تولدت نشدم خوبی عزیز؟ تولدت هزار هزار بار مبارک باشه ایشالا همیشه شاد و مثل روزای اول زندگی ات پاک و پر انرژی و پر سرو صدا و شیطون و ............... باشی [ماچ][چشمک]

طاهر

سلام و دورد .مثل اینکه من خیلی دیر رسیدم ولی زاد روزتان .مبارک

طاهر

[گل]گل یادم رفته بود

لیلا

سلام درنای عزیزم زادروزت خجسته باد ببخش که دیر اومدم اخه من مدتی نبودم و بعد از چند ماه برگشتم امیدوارم روزهای زندگیت با شادی و سلامتی و کامیابی همراه باشه عزیزم [گل][گل][گل]

اشکان

سلام درنا خانم شرمنده که خیلی وقته به شما سر نمزنم آخه مدتیه که بیمارستان بستری بودم چون دو بار عمل جراحی کردم بخاطر همین نتونستم سربزنم خوب راستی گلم تولدت مبارک منتظر شما دوست عزیز هستم

طاهر

سلام و درود .من دوباره [گل]این پست را خواندم .استفاده بردم